قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى
267
تاريخ نگارستان ( فارسى )
نظم كشيد نظم : چون ملكت بو سعيد ارپا دارد * خوش دولت و نعمتيست ارپا دارد از جمله على پاشا پسر جيجك نويان اوريات خال سلطان كه در آن اوان حاكم ديار بكر بود اظهار معادات نموده و موسيخان بن على بايدو خانرا بسلطنت نامزد گردانيده متوجه آذربايجان شد و ميانهء على پاشا و ارپا خان در حوالى جغتو اتفاق جنك افتاده بواسطهء نفاق امرا شكست بارپا خان افتاد . بعد از گريز امير و وزير اسير گشته بقتل آمدند بنابراين هرجومرج به حال مملكت راه يافت و هركس كه به قدر قوتى داشت هوس سلطنت ميكرد مصراع : سلطنت گر همه يك لحظه بود مغتنم است لاجرم شورشى در عالم مىافكندند شيخ حسن ايلكانى كه بشيخ حسن بزرك اشتهار دارد و از جانب مادر دخترزادهء ارغون خانست در روم رايت استيلا برافروخته محمد خان بن تولى خان بن تيمور بن اسارجى بن مكتوتمر بن هلاكو خانرا از تبريز خواجه بسلطنت مقرر فرمود و از آنجا عزيمت آذربايجان نمود و على پاشا نيز متوجه رفع او شده در قرادرة آلاطاق بهمرسيدند ارباب صلاح واسطه شده قرار بر آن دادند كه شهزادگان با يكديگر تلاش كرده هر كدام غالب آيند همگنان او را متابعت نمايند نظم : بكوشند تا بخشش كردگار * كرا بر سر آرد سرانجام كار و لله در من قال نظم : بهبينيم تا اسب اسفنديار * سوى آخور آيد همى بيسوار و يا بارهء رستم جنگجوى * بايوان نهد بيخداوند روى و اميران بكنار معركه ايستاده نظاره فرمايند بنابراين شيخ حسن با دو هزار سوار بر سر تلى قرار گرفتند و على پاشا نيز با جوقى بر فراز پشته فروكش كرد بعد از آن خانان بجنك درپيوستند شكست بر جانب محمد خان افتاد و لشكر اوريات بنصرت مغرور گشته روميانرا تعاقب نمودند ناگاه فلك شعبدهباز نقش غريبى بر آب زده بمقتضاى و هم من بعد غلبهم سيغلبون قضيه برعكس نتيجه داد شيخ بزرك با اتباع خود بر سر على پاشا رانده او را بقتل آورد موسى خان و لشكر اوريات مغلوب گرديده محمديان غالب آمدند و كان ذالك فى رابع عشر ذيحجه سنهء 786 ست و ثمان و سبعمأة [ 473 - رفتن ملك اشرف به بغداد . ] 473 من الوقايع در سنهء 748 ثمان و اربعين و سبعمأة ملك اشرف چوپانى در اول بهار مصراع : بامدادان كه تفاوت نكند ليل و نهار از قراباغ عازم بغداد شد و در منزل اباقاى سراى و اغروق را بمندر روانه داشته برادرش ملك اشتر و ديگر امرا را بمنقلا روانگردانيد و چون خبر وصول او ببغداد رسيد شيخ حسن